دگر نرو به طواف بتی که بشکستند
اقبال لاهور “رح

بیا که خاوریان نقش تازه ای بستند
دگر نرو به طواف بتی که بشکستند
اقبال لاهوری (رح)
در بررسی احوال این روزهای جهان سیاست برخی پیش بینی های نوستراداموس مبنی بر چگونگی تغییرات در قدرت جهان در عصر آخر الزمان و قدرت گرفتن مشرقیان را قبول دارند و از آن آدرس به وقایع امروزی می نگرند.
گروهی دیگر به اتکای تحلیل علوم سیاسی و آمار اقتصادی امروز و قدرت گرفتن و متحد شدن علنی بلوک شرق به رهبری چین و روسیه و ایران و در خفا هند، به این نظر رسیده اند، یک اکثریتی از پیروان ادیان مختلف از اسلام گرفته تا مسیحیان و شاخه های آن با اتکای روایات و احادیث و نقل قول های کهن بزرگانشان، بر این باور هستند که خیزش و بازگشت مشرق زمین به قدرت جهانی در حال اتفاق افتادن است.
اما از هر منظر و یا باوری که به این نکات بنگریم در میابیم که در تمام اعصار تاریخ قوانین خود را دارد.
تاریخ ثابت ساخته که هیچ امپراتوری نتوانسته تا ابد پایدار بماند. مطابق اصل قانون فراز و نشیب ، هر بالا رفتنی یک سقوطی در پی دارد،
در تاریخ می خوانیم یک نیروی آنتروپیک می آید و امپراطوری عصر زمان خود را نابود می سازد.
به قول نیاکان ما «هر آمدنی یک رفتنی در پی دارد» و یا به اصطلاح ساده تر «هر باد آورده ای را باد می برد»
وگرنه کجا هستند نواسه های فرعون مصر؟ و یا کجا شد لشکر چنگیز مغول؟
نکته جالب تر این است که تمام دیکتاتورهای طول تاریخ موقع به قدرت رسیدن به توهم دچار می شدند؛ آنان طوری به قدرت شان نگاه می کردند گویا با حکومت های ساقط شده قبلی کاملا فرق دارند و تنها این حکومت جدید دیکتاتور هاست که خاصیت ماندگاری دارند. دیکتاتوری ها بر اساس همین محاسبات غلط و اشتباهات شان داشتند/دارند تاریخ ساقط شدن شان را دوباره تکرار می کنند.
روند زیست یک انسان اکثرا اینگونه است که در اوج توانایی و مستی؛ خدا را بنده نیست ولی پس از چند سال بر اساس قوانینی که پیشتر ذکر گردید بر اثر افت پتانسیل سلولی پیر شده قدرت؛ توانایی حرکت را نیز از دست می دهد.
نهایتا همانند همیشه به رسم تاریخ؛ ملت ها از مرحله ترس عبور کرده اند و اراده آن ها مبنی بر تغییر وضعیت جهانی به جریان افتاده و حکومت هایی که ده ها گونه ظلم و فساد و استعمار را بر دیگران تحمیل کرده اند الان باید تقاص ظلم های خود را با از دست دادن قدرت جهانی خود پس بدهند. مهم نیست فرعون مصر باشند و یا اسکندر مقدونی یا مغول های خون آشام و یا آن غول های اقتصادی که مولد طالبان تروریست هستند!!!
«هر آمدنی در این چرخ گردون، یک رفتنی در پی دارد»
خلاصه این که ستاره اقبال چین و یاران مشرق زمینش در حال درخشیدن است که بعد از قرن ها مبارزه دوباره جایگاه خود را پس گرفته اند تا یک جهان دو و یا چند قطبی را ایجاد کنند. این که در فردای پیروزی این آجندای شرقی چه می شود را زمان مشخص می کند.
اما ما سپاهیان آزادی امیدوار هستیم و مصممم بر این که تقسیم عادلانه تر منابع ثروت و کار و فرصت های رشد برابر برای انسانها در عمل اتفاق بیافتد و این قدرت جهانی شرقی نوظهور با کمترین خطای مدیریت سیاسی؛ واقعا در خدمت رشد و رفاه بشر گام بردارد.
دیده شود..!
#سپاه_آزادی