پشتونیسم و زنستیزی مانع اصلی صلح و توسعه در افغانستان؟!
یکی از عوامل اصلی تداوم جنگ و ناامنی در افغانستان، تضادهای فرهنگی و باورهای سنتی ریشهداری است که در بسیاری از موارد، اقوام غیرباشندهی پشتون را در برابر ساختار سنتی حاکم پشتونی قرار داده است.
در ساختار فکری و فرهنگی پشتونیسم، متأسفانه ارزشگذاری بر جایگاه زن با رویکردی ابزاری و در سایه نیازهای مرد تعریف شده است؛ جایی که رفاه، سلامت و خواستههای مردانه در اولویت قرار میگیرد، حتی به بهای قربانیساختن زن و دختر. این نگرش موجب شده که در بسیاری از موارد، زنان در فضای محدود خانه زندانی شده و جایگاه انسانی و اجتماعیشان نادیده گرفته شود. پدیدههایی چون معامله زنان در شرایط بحرانی و فشارهای معیشتی، ناشی از همین بینش تقلیلگرایانه است.
(برای اثبات به ویدیوی ضمیمه شده پرداخته شود)
در مقابل، اقوام غیرباشنده پشتون همواره زن را نماد لطافت، مهر، ایثار و آفرینش دانستهاند؛ زنی که در نقش مادر، خواهر، دختر و همسر، اساس خانواده و استمرار فرهنگ و تمدن را بر دوش میکشد. در این فرهنگ، فداکاری برای رفاه و سلامت زنان، نشانه بزرگی مردان شمرده میشود و آموزش و آگاهی زنانه یکی از پایههای توسعه پایدار اجتماعی تلقی میگردد، چرا که زن، آموزگار نسلهاست.
در واقع، تفاوت بنیادین میان نگاه به زن در این دو نوع فرهنگ، یکی از ریشههای پنهان اما عمیق بحران مدیریت و سیاست در افغانستان بوده است. فرهنگی که قدرت را در سلطه بر زن میبیند، در برابر فرهنگی که شکوه انسانیت را در تکریم زن جستجو میکند، به تقابل دائمی کشیده میشود.
امروز بیش از هر زمان، ضرورت دارد در برابر شبکههای زنستیز و ساختارهای سنتیای که زن را ابزار معامله و تمتع میبینند، ایستادگی صورت گیرد. سپاه آزادی، باید همپیمان با تمام اقوامی باشد که زیبایی، عشق و امید را در سیمای زن و زندگی بازمیشناسند. بازگرداندن شکوه و آرامش به کشور، تنها در گرو پاسداری از کرامت انسان، بهویژه زن، ممکن است.
سپاه آزادی #